X
تبلیغات
انتظار فرج

انتظار فرج

درمورد اهل بیت و امام زمان عج

مهدی موعود (عج) فرزند کیست ؟

مهدي موعود (عج ) حسيني و از فرزندان امام حسين بن علي است نه حسني و از فرزندان امام حسن بن علي

از جمله پيشگوئيهاي پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله در رابطه با مشخصات نسبي و ويژه گيهاي خانوادگي امام مهدي منتظر(عليه السلام)موضوع حسيني بودن او ست که حضرتش با تعبيرات مختلف جدّ پدري آن امام بزرگوار را ابوعبداللّه، حسين بن علي بن ابي طالب معرفي و اعلام فرمود.

البته بشرحي که بعداً ملاحظه مي شود حداقل يکصد و بيست و هشت نفر از اعلام حديثي و تاريخي اهل تسنن در مصادر حديثي و منابع تاريخي مربوطه اعتراف به ولادت حضرت مهدي در حدود نيمه دوم قرن سوم هجري نموده و عموما به سلسله نسب پدري آن بزرگوار که از امام حسن عسکري منتهي به امام حسين بن علي بن ابيطالب مي شود تصريح کرده اند و ديگر جاي هيچگونه شکي نيست که حضرت مهدي موعود منتظر حسيني است و چندان نيازي به طرح عنوان حسيني بودن آن بزرگوار نخواهد بود.

ولي جهت آگاهي خوانندگان به حقايق تاريخي وکشف وبرملاشدن دروغبافي وبي راهه روي مدعيان حسني بودن مهدي منتظر، لازم دانستم توجه خوانندگان رابه اين مطلب جلب تاسيه روي شود هر که در او غش باشد.

واينک اسامي تعدادي از ناقلين و معترفين به حسيني بودن حضرت مهدي عج:

1ــ علامه محقق اديب ابن قتيبه دينوري (276) در غريب الحديث نقل از امام امير مؤمنان علي عليه السلام نموده که مهدي را مطرح نمود و فرمود: «انّه من ولد الحسين عليه السلام،همانا که مهدي از فرزندان حسين باشد...، و ذکر حليته فقال: رجل اجل الجبين...»

[شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 1 ص 281 و 19/130]

2ــ حافظ ابوالحسن علي بن عمر دارقطني شافعي (متوفاي 385) ــ به نقل البيان گنجي شافعي آخر باب نهم و قندوزي در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهارــ در «الجرح و التعديل» ذيل روايت مفصلي از ابوسعيد خدري (که بيانگر بيمارشدن پيامبر اکرم و رفتن فاطمه به عيادت و ديدار آن بزرگوار و ايراد و اعلام آن حضرت باروي سخن به فاطمه، شش امتيازي را که خداوند بدان خاندان عنايت فرموده مي باشد) آورده است که پيامبر (صلي الله عليه وآله)فرمود: از جمله امتيازات ششگانه اينکه: مهدي اين امت که عيسي پشت سرش نماز ميخواند از ما خاندان باشد،

سپس دست بر شانه حسين ــ که حاضر در مجلس بود زد و فرمود: «مِن هذا مهديُّ الامّة»

از اين (حسين) باشد مهدي (منتظر اين) امت.

نيز قندوزي در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهار صفحه 590 اين فراز از حديث را آورده است.

3ــ حافظ ابونعيم اصفهاني (430هـ) در کتاب «اربعون حديثاً في المهدي» به عنوان حديث ششم با ذکرسند نقل از حذيفه رض نموده که پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله)باايراد خطبه و خبردادن از رخدادهاي جهان فرمود:

«لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد، لطول اللّه عزوجل ذلک اليوم، حتي يبعث رجلا من ولدي اسمه اسمي.

فقام سلمان رض فقال: يا رسول اللّه، من ايّ ولدک هو؟

قال: من ولدي هذا و ضرب بيده علی الحسين عليه السلام»

توضيحا اين روايت را ديگر نامبردگان ذيل بهمين مضمون و با کمي اختلاف در تعبيرات نقل کرده اند که بخاطر محدوديت ذکر متون مربوطه تا فرصت بعدي معذرت مي خواهيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

پيروي از امام عصر

از ابعاد مهم انتظار، عمل به آيين و آداب امام عصر عليه السلام است. هر کس خود را شيعه مي داند بايد با اين کار آن حضرت را خشنود سازد و در تحقق آرمان و هدف او بکوشد

 اميرالمومنين عليه السلام بر فراز منبر کوفه فرمود: اللهم انه لابد لارضک من حجه لک علي خلقک يهديهم الي دينک و يعلمهم علمک لئلا تبطل حجتک و لا يضل اتباع اوليائک بعد اذ هديتهم به، اما طاهر ليس بالمطاع، او مکتتم مترقب. ان غاب عن الناس شخصه في حال هدايتهم، فان علمه و آدابه في قلوب المومنين مثبته فهم بها عاملون. [1] .

خدايا، براستي که ناگريز زمينت را حجتي از جانب تو بر آفريدگانت باشد که آنان را به سوي دينت هدايت کند و علم تو را به آنان بياموزد تا که حجتت طل نشود و پيروان اوليايت پس از آنکه به واسطه او هدايتشان فرمودي، گمراه نشوند. و آن حجت يا آشکار است و فرمانبرداري نشود، يا پنهان است و در حال انتظار. اگر شخص او در زمان هدايت مردم غايب شود، علم و آدابش در دلهاي مومنان ثابت باشد و آنان بدان عمل کنند.

 حضرت صادق عليه السلام می فرمايد: ان لصاحب هذا الامر غيبه. فليتق الله عبد و ليتمسک بدينه. [2] .

براستي صاحب اين امر را غيبتي باشد. پس (در آن زمان) بنده بايد از خداي پروا کند و دين خود را محکم نگاه دارد.

 

من سره ان يکون من اصحاب القائم، فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر. فان مات و قام القائم بعده، کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه. فجدوا و انتظروا، هنيئا لکم ايتها العصابه المرحومه! [3] .

هر که دوست دارد از ياران قائم باشد، بايد انتظار کشد و از گناه پرهيز کند و بر اخلاقي نيکو باشد در حالي که منتظر است. پس اگر چنين کسي پيش از قيام قائم در گذرد، او را پاداشي باشد مثل پاداش کسي که قائم را درک کرده باشد. پس کوشش کنيد و انتظار کشيد، که گوارايتان باد اي گروه مورد رحمت!

1: الکافی

2:الغیبة النعمانی

3:غیبت طوسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

مهدي مبدأ الايات‌

آيا امام زمان (عج) هنگام ظهور از ابزار و ساز و کارهاي تمدن جديد استفاده خواهد کرد؟ آيا جامعه امام زماني و دنياي بعد از ظهور در عرصه معاش‌، تداوم تکامليِ تمدن تکنولوژيک خواهد بود؟

با توجه به ذهنيت مشهور و غالب در مورد تمدن جديد، پاسخ سؤال فوق مثبت است و به اين روايت استدلال مي‌شود که‌:

اَبَي اللهُ اَنْ يَجْرِيَ الاَشْياءَ اِلاّ بِاَسْبابِها

خداوند از اين که کارها و رخدادها را جز با اسباب و علل عادي آن محقق نمايد،امتناع مي‌ورزد.

امّا با مراجعه به احاديث و روايات مربوط‌، خلاف اين ذهنيت آشکار خواهد شد و در خواهيم يافت که حادثه ظهور و دوران پس از آن‌، بيش از آن که متکي بر علل و اسباب عادي باشد، با پشتوانه آيات و معجزات الهي و علل و اسباب غيبي و ملکوتي‌، صورت خواهد بست‌. اگر چه مشيّت غالب خداوند بر جريان امور از راه علل و اسباب عادي است امّا در مقاطعي‌، اين مشيّت به گونه‌اي غيرمتعارف و اعجازگونه‌، محقق مي‌شود و ما در تاريخ‌، موارد متعددي از اين دست سراغ داريم‌، مانند حکومت سليمان‌، پادشاهي ذوالقرنين و...

يکي از القاب حضرت مهدي (عج) «مبدا الايات‌» است و اين بدان دليل است که بيشترين معجزات‌، به دست مبارک ايشان از آغاز ظهور تا پايان دوران حکومت‌، محقق خواهد شد و خداوند براي هيچ يک از انبيا و رسل خود، اين مقدار معجزه زميني و آسماني قرار نداده است‌.

براي وضوح بيشتر مطلب به ذکر پاره‌اي از اين آيات و معجزات‌، براساس روايات معصومين‌، عليهم‌السلام‌، مي‌پردازيم‌:

1. پيامبر اکرم (ص):

مهدي (عج) در حالي خروج مي‌کند که قطعه ابري بالاي سر اوست‌. منادي در آن ابر ندا مي‌کند: اين مهدي (عج) خليفه خداست‌، از او پيروي کنيد.

2. امام علي (ع):

در زمان حکومت مهدي (عج) گرگ و ميش با هم در يک مکان زندگي مي‌کنند، بچه‌ها با مارها و عقرب‌ها بازي مي‌کنند، در حالي که اذيت نمي‌شوند و شر از ميان مي‌رود و خير باقي مي‌ماند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

نداشتن يار و ياور

يکي از علت‏هاي غيبت امام زمان عليه‏السلام نبودِ انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نکته برداشت مي‏شود که نصاب ياران حضرت مهدي عليه‏السلام 313 نفر مي‏باشد که با تولد و رشد آن‏ها، يکي از موانع ظهور مرتفع مي‏گردد. انصار و ياران حضرت را مي‏توان به دو گروه تقسيم کرد:

1 ـ ياران خاص: که 313 نفر مي‏باشند و صفات و شاخصه‏هايي که در روايات ذکر شده، مربوط به آن‏ها مي‏باشد و در زمان ظهور و حکومت جهاني حضرت، تصديِ مناسب مهم حکومتي را به عهده دارند.

از حضرت علي عليه‏السلام روايت شده است که فرمودند: «ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سُرمه در چشم و يا مانند نمک در غذا که کمترين مادّه غذا نمک است.»

از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است که فرمودند: «مرداني‏اند که گويي قلب‏هايشان مانند پاره‏هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل‏هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و ترديد سازد. سخت‏تر از سنگ هستند و....»

2 ـ ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آن‏ها مختلف و در بعضي از آن‏ها تا 10 هزار نفر در مرحله اوّل ذکر شده است که در مکه با حضرت پيمان مي‏بندند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

نگهباني ايمان‌

يکي از ابعاد عظيم تکليف حساس و بزرگ در روزگاران غيبت و انتظار، حفظ دين و نگهباني مرزهاي عقيدتي و حراست باورهاي مقدس‌است‌. جامعه‌ي منتظر نبايد درباره‌ي اين امر عظيم سستي روا بدارد.

لازم است فروغ ايمان و نور يقين و پرتو عقيده‌ي به حق و تشعشع اعتقادات راستين همواره در دل و جان مردم محفوظ باشد و پيوسته‌ژرفتر و ژرفتر شود و بارورتر و بارورتر گردد.

لازم است جان و دل نوباوگان و نوجوانان و جوانان‌، هر دم در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گيرد و از اين تابش و تجلي آکنده گردد.

لازم است ايمان جزء وجود آنان و مايه‌ي تقوم هويت اصلي آنان باشد تا کم‌کم حق و فداکاري در راه اعتلاي حق چون خون همه‌ي وجودآنان را گرم کند و چون روح جوهر حيات آنان باشد.

لازم است سعي شود تا ايمان اعتقادي با ايمان عملي در آنان اتحاد يابد و از نخستين سنين تکليف و توجه بعد عمل به احکام نيز عمل‌درست در زندگاني آنان حضور قاطع بيابد.

در روزگار غيبت امام و طولاني شدن عصر انتظار ممکن است شبهه‌هايي در ذهن برخي بيابد يا شياطين پنهان و شياطين آشکار به سست‌کردن پايه‌هاي اعتقادي کساني بويژه جوانان برخيزند. بايد در برابر اين شبهه‌ها مقاومت کرد و آنها را از ذهنها و دلها زدود.

حفظ و گسترش اعتقاد ديني و شناخت درست اعتقادي و عملي که وسيله‌ي تشخيص حق از باطل است در روزگار متصل به ظهور مفيدتر بلکه لازمتر است‌. چنانکه در احاديث رسيده است و اين بدان علت است که تنها دارندگان عقيده و عملند که در مسائل و حوادث‌پيش از ظهور گم نمي‌شوند و دچار ترديد نمي‌گردند و حق را تشخيص مي‌دهند. آري آنان که اعتقاد صحيح و عمل صالح داشته باشند به‌تصديق و تاييد مهدي‌(ع‌) مبادرت مي‌کنند و به سعادت بزرگ مي‌رسند. اين است که تا به هنگام ظهور مهدي يعني هنگامي که فرياد او به‌گوش همگان برسد بايد اعتقاد صحيح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد.

در احاديث و تعاليم از اهميت ايمان در عصر غيبت به گونه‌هايي عجيب ياد شده است و منتظران مومن داراي مقام و منزلت شمشيرزنان در رکاب پيامبر دانسته شده‌اند از اين بالاتر پيامبر اکرم آنان را برادران خود خوانده است‌. همچنين از نظر خردمندي و بصيرت واعتقاد و اخلاص، مورد ستايش بسيار قرار گرفته‌اند.

پيامبر اکرم‌(ص‌) خطاب به اصحاب‌:

... شمايان اصحاب منيد، ليکن برادران من مردمي هستند که در آخرالزمان مي‌آيند. آنان به نبوت و دين من ايمان مي‌آورند با اينکه مرا نديده‌اند... هر يک از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه مي‌دارد چنانکه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريک با دست،‌پوست مي‌کند. با آتش بر دوام چوب داغ را در دست نگاه مي‌دارد. آن مومنان مشعلهاي فروزانند در تاريکيها. خداوند آنان را از آشوبهاي‌تيره و تار (آخرالزمان‌) نجات خواهد داد. لاحدهم اشد بقية علي دينه من خرط القتاد في الليلة الظلماء او کالقابض علي جمر الغضا اولئک‌مصابيح الدجي ينجيهم الله من کل فتنة غبراء مظلمة‌.

امام علي بن الحسين زين‌العابدين‌(ع‌) خطاب به ابوخالد کابلي‌

اي ابوخالد! مردماني که در روزگار غيبت به سر مي‌برند و معتقدند ومنتظر، از مردمان همه‌ي زمانها افضلند. زيرا که خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است که غيبت امام براي آنان مانند حضوراست (يعني با اينکه در عصر غيبت به سر مي‌برند و امام را نمي‌بينند از نظر ايمان و تقوي و پايداري گويي در زمان ظهور به سر مي‌برند وامام خود را مي‌بينند) اين مردم را (که در چنان روزگاري زندگي مي‌کنند) خدا مانند سربازان به پيکارگر صدر اسلام قرار داده است همانان که در رکاب پيامبر(ص‌) شمشير مي‌زدند و پيکار مي‌کردند.

آنانند اخلاص پيشگان حقيقي و آنانند شيعيان واقعي و آنانند که در نهان و عيان مردم را به دين خدا دعوت مي‌کنند و اين ايمان و باور درجامعه باشد و بايد همچنين تا زمان ظهور بماند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

رهبر معظم انقلاب:
معنی حقیقی انتظار فرج نپذیرفتن اوضاع ظالمانه جهان

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی میفرمایند انتظار فرج یعنی ایجاد و حفظ آمادگی همه جانبه فردی و اجتماعی، و تلاش و حرکت در مسیر تحقق عدل و داد، و به همین علت مردم باید در مقابل دروغگویانی که با ادعاهای شرم آوری نظیر ارتباط با امام زمان، مفهوم انتظار را مایه سودجویی و دکانداری قرار داده اند، کاملاً هوشیار باشند.
ایشان افزودند: ظهور منجی عدالت گستر، بشارت تاریخی همه ادیان الهی و حتی دیگر ادیان، به انسان تشنه عدالت است و این بشارت امیدآفرین، متکی بر این حقیقت است که ستیز تاریخی حق و باطل، سرانجام با ظهور موعود، به سود پیروان حق، رقم خواهد خورد و زندگی مطلوب انسان آغاز خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، انتظار ظهور مهدی موعود را در اعتقادات شیعیان، نه یک آرزو و مسئله ذهنی محض، بلکه یک واقعیت خواندند و خاطرنشان کردند: دلایل فراوان، روشن و راسخ که بسیاری از اهل سنت نیز آنها را قبول دارند، این اعتقاد عمیق شیعیان را تصدیق می کند که حجت تابناک حق، یک انسان واقعی است که با عمر طولانی که خدا به ایشان داده در میان مردم زندگی و دردها و مشکلات آنان را حس می کند و همه مسائل مربوط به زندگی نورانی ایشان، روشن و معلوم است.
حضرت آیت الله خامنه ای معنای حقیقی انتظار فرج را قبول نکردن اوضاع ظالمانه جهان و انتظار گشایش در زندگی کل بشر برشمردند و افزودند: امام زمان (عج) ظهور خواهد کرد تا جوامع بشری و تاریخ بشر را نجات دهد و این نظم غیرعادلانه را که براثر جهالت و اغراض نفسانی بر جهان حاکم شده است به نظمی عادلانه مبدل سازد.
رهبر انقلاب اسلامی وجود دو میلیارد گرسنه و فشارهای بی پایان بر ملت ها را نشانه هایی از بی عدالتی گسترده و عمیق در جهان کنونی دانستند و افزودند: در وضع کنونی جهان، حتی ملتی نظیر ملت ایران که توانسته است پرچم عدل و داد را بلند کند مورد هجوم و ظلم قدرت هاست و این نشان می دهد که دنیا حقیقتا پر از ظلم و جور و تشنه نسیم روح بخش عدالت است.
ایشان قبول نکردن وضع ناعادلانه جهان و تلاش برای فراهم شدن زمینه ظهور مهدی موعود (عج) را معنای حقیقی انتظار خواندند و تأکید کردند: معنای انتظار فرج، نشستن و دل خوش کردن به مفهوم انتظار و یا زمان ظهور نیست بلکه انسان منتظر مانند یک سرباز مجاهد در راه استقرار عدالت و نزدیک شدن به هدف والای ظهور حرکت و تلاش می کند و با ایجاد و حفظ آمادگی های همه جانبه فردی و اجتماعی، زمینه را برای ظهور دست قدرتمند و ملکوتی امام عصر فراهم می سازد.
ایشان، تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران را از مقدمات این حرکت عظیم تاریخی دانستند و افزودند: ملت عزیز ایران، با برداشتن این قدم بزرگ، فضای واقعی انتظار را ایجاد کرده و نشان داده است که «کمربسته» حقیقی مهدی موعود است.
رهبر انقلاب اسلامی عشق و ارادت روزافزون ملت ایران به وجود مقدس حضرت حجت را از برکات توجه و نگاه مهربانانه آن حضرت خواندند و بر لزوم قدرشناسی این نعمت بزرگ تأکید کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به لزوم هوشیاری آحاد مردم در مقابل سودجویان و دکاندارانی که مفهوم انتظار را مایه فریب مردم قرار داده اند افزودند: ادعای رؤیت، ارتباط، تشرف، دستور گرفتن از حضرت حجت و اقتدای به آن حضرت در نماز، ادعاهایی حقیقتاً شرم آور و پیرایه های باطلی است که ممکن است حقیقتِ روشن انتظار را در چشم و دل انسان های پاک نهاد، مشوب کند.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: البته ممکن است انسان سعادتمندی، این ظرفیت را پیدا کند که چشم دلش به نور جمال مبارک حضرت حجت روشن شود اما چنین کسانی اهل ادعا و بازگو کردن این مسائل نیستند همانگونه که بزرگان و برجستگان نیز چنین ادعاهایی نکرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، عقاید شیعی را جزو پاک ترین، منطقی ترین و مستحکم ترین عقاید برشمردند و خاطرنشان کردند: فکر و اندیشه و خرد در این عقاید کاملا آشکار است و مجموعه های فرهنگی مربتط با مردم و یا شاغل در خارج از کشور باید این عقاید را به درستی بفهمند، با تدبر و تأمل آنها را عمق دهند و به درستی منتقل کنند.
ایشان تلاش برای زدودن پیرایه ها، خرافه ها، ادعاهای دروغین، کج فهمی ها و بد فهمی ها را از عقاید روشن و مستدل تشیع، از وظایف مجموعه های فرهنگی در داخل و خارج دانستند و خاطرنشان کردند: اگر این عقاید، درست منتقل شود، خردمندان و اندیشمندان عالم، آنها را تصدیق و تأیید می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این گونه عقاید و حقایق را باید با هوشیاری و سنجیدگی در عمق ذهن و جان مردم جایگزین کرد.
ایشان عمل کردن ملت بزرگ ایران به تعالیم اهل بیت علیهم السلام را مایه آگاهی ملت ها و آشنا شدن آنان با حقانیت تشیع دانستند و افزودند: تجلی عقاید تشیع در پایداری و مجاهدت های ملت ایران، برکات فراوانی داشته و خواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

آخرالزمان را باور کنيم

«آخرالزمان» اصطلاحي است که طي سالهاي اخير بارها شنيده‏ايم و هر چه پيش مي‏رويم بر کاربرد آن افزوده مي‏شود.

گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفکر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين کلمه، در اديان ديگر کاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مکاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است.آنچه که در بين تمامي اديان و حتي مکاتب غير ديني راجع به «آخرالزمان» مشترک است، اشاره به مقطعي از تاريخ انسان است که در آن، بشر به عالي‏ترين برنامه و اسلوب اداره زندگي اجتماعي دست يافته و به وسيله آن فصل نويني از همزيستي متعالي توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهاني را آغاز مي‏کند. تأکيد اديان و فرهنگهاي متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان‏شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقاً مبتني بر همين اعتقاد است. البته يکي از وجوه تمايز اعتقاد به آرمان‏شهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهي با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مکاتب دست‏ساز بشر (مکاتب اومانيستي)، ديدگاه‏هاي ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعه‏اي است. پيروان اديان آسماني، ريشه آن را در «ظهور منجي آخرالزمان» مي‏دانند و پيروان ايسمهاي منحرف غير ديني، آن را ثمره سير تکاملي جوامع انساني دانسته و پايان تاريخ مي‏نامند.

به هر حال آنچه مسلم و انکارناپذير است، انتظار تمام عالم براي فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حکومت صالحان بر کره خاکي است و البته مترقي‏ترين، کامل‏ترين و صحيح‏ترين باور، اعتقاد آخرالزماني شيعه مبني بر ظهور امام دوازدهم (ع)، حجت غايب، حضرت ولي‏اللَّه‏الاعظم، ارواحنا فداه، مي‏باشد.

شيعيان براساس وعده‏هاي داده شده از سوي رسول اکرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد (ع) هستند و براي اين انتظار نيز تکاليف و وظايفي دارند. فرهنگ انتظار طي قرون گذشته، نيروي محرکه خيزشهاي بزرگ عدالت‏خواهانه و ظلم ستيز بوده که قيام شکوهمند امام راحل (ره) را مي‏توان آخرين آن ناميد. از سوي ديگر روايات و متون متعدد، نشانه‏هاي مختلفي را براي مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذکر کرده‏اند که اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است.

در سالهاي اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيري يافته که اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادي در ميان برخي از فرق مسيحي، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحث‏انگيز مسيحيان انجيلي (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفکرات جنجالي همچون نبرد آرماگدون (هرمجدونتخريب مسجدالاقصي و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريه‏هايي همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفکر فطري منجي خواهي نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابي مي‏شود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشکافي آنها نياز به مباحث مشروح جداگانه‏اي دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شکل گرفته است.

آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديک بودن تحقق وعده ظهور مهدي موعود (ع)، در بين اکثريت شيعيان و محبين خاندان عترت (ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند که اين مسئله از حد يک آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدي در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. ان‏شاءاللَّه.

به نظر مي‏رسد براي اثبات اين مدعا ذکر نکاتي که در زير مي‏آيد کفايت کند:

اول، آيةاللَّه ناصري در سخنراني‏اي در مدينةالنبي صورت گرفته مطالبي را در زمينه بشارت به نزديکي ظهور حضرت بقيةاللَّه الاعظم (ع) بيان کرده‏اند. اين مطالب که به نقل از حضرت آيةاللَّه العظمي بهجت مي‏باشد به اين شرح است:

من خراسان بودم، يکي از دوستان ما که تشرف دارد محضر حضرت ]صاحب الزمان (ع)[ به منزل ما آمد، از او پرسيدم: شما تازگي تشرف محضر حضرت داشته‏ايد؟، فرمودند: بله. عرض کردم: راجع به ظهور سؤال نکرديد؟ فرمودند: چرا. گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: من از حضرت سؤال کردم: يابن رسول‏اللَّه ظهور چه وقت خواهد بود؟ فرمودند: نزديک است. عرض کردم: من هم درک مي‏کنم ظهور شما را؟ حضرت فرمودند: پيرمردتر از شما هم درک مي‏کنند ظهور مرا (ان‏شاءاللَّه). آيةاللَّه بهجت فرموده بودند آن پيرمرد که تشرف به محضر حضرت دارد حدود 60 سال سن دارد!.

سپس آيةاللَّه ناصري خطاب به مخاطبان مي‏گويد خدا مي‏داند زمان ظهور نزديک است.

دوم، حضرت آيةاللَّه العظمي مکارم شيرازي فرموده‏اند:

همانطور که براي حضرت مهدي (ع) يک غيبت صغرا و يک غيبت کبرا است؛ يعني درست مانند آفتاب ]که[ وقتي مي‏خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان مي‏شود ولي هوا نيمه روشن است و کم‏کم اين روشنايي برچيده و تاريک مي‏شود، براي ظهورش هم يک ظهور کبرا و يک ظهور صغرا است؛ مانند موقعي که آفتاب مي‏خواهد طلوع کند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده مي‏شود. مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان (ع) زياد مي‏شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان (ع) پر شور مي‏شود و بحثهاي امام زمان (ع) همه جا را مي‏گيرد. وضع طوري مي‏شود که مردم تشنه و آماده مي‏شوند. ما تصور مي‏کنيم که در اين عصر و زمان؛ ما ان‏شاءاللَّه در بين‏الطوعين ظهور حضرت مهدي (ع) قرار داريم. من فراموش نمي‏کنم پنجاه سال قبل مؤسساتي که به نام حضرت مهدي (ع) بود خيلي کم بود و کتابهايي که درباره حضرت مهدي (ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدي (ع) به اين گستردگي نبود، اگر کسي چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمکران مي‏رفت در بهترين شبها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضي از شبهاي حساس هستند. ما به سوي طلوع کبرا پيش مي‏رويم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

حقيقت انتظار و آثار سازنده آن

سخن دراین بود است آيا ايمان به ظهور مهدي (ع) با آن برنامه جهانيش که عالم را پر از عدل و داد مي‏کند و ريشه‏هاي ظلم و ستم را قطع مي‏نمايد اثر سازنده تربيتي دارد يا آثار منفي؟

آيا ايمان به چنين ظهوري انسان را چنان در افکار رؤيايي فرو مي‏برد که از وضع موجود خود غافل مي‏گردد و تسليم هرگونه شرايط مي‏کند؟

و يا اين که به راستي اين عقيده يک نوع دعوت به قيام و سازندگي فرد و اجتماع است؟

آيا ايجاد تحرک مي‏کند يا رکود؟

آيا مسئوليت آفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها؟

وبالاخره آيامخدر است يا بيدار کننده؟

ولي قبل از توضيح و بررسي اين سؤالات توجه به يک نکته کاملاً ضروري است و آن اين که سازنده‏ترين دستورات و عاليترين مفاهيم هرگاه بدست افراد نا وارد يا نالايق يا سوء استفاده چي بيفتد ممکن است چنان مسخ شود که درست نتيجه‏اي بر خلاف هدفي اصلي بدهد و در مسيري بر ضد آن حرکت کند و اين نمونه‏هاي بسيار دارد و مسئله «انتظار» بطوري که خواهيم ديد در رديف همين مسائل است.

بهر حال براي رهايي از هر گونه اشتباه در محاسبه در اين گونه مباحث بايد به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگيهاي احتمالي نهرها و کانالهاي ميان راه در آن اثر نگذارد.

يعني ما در بحث انتظار مستقيما به سراغ اصلي اسلامي رفته و لحن گوناگون رواياتي راکه روي مسئله انتظار تاکيد مي‏کند مورد بررسي قرار مي‏دهيم تا از هدف اصلي آگاه شويم.

اکنون با دقت با اين چند روايت توجه کنيد:

1- کسي از امام صادق (ع) پرسيد: چه مي‏گوئيد درباره کسي که داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حکومت حق را مي‏کشد و در اين حال از دنيا مي‏رود؟

امام (ع) درپاسخ فرمود: هو بمنزله من کان مع القائم في فسطاطه - ثم سکت هنيئه - ثم قال هو کمن کان مع رسول الله:«او همانند کسي است که با رهبر اين انقلاب در خيمه او(ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس کمي سکوت کرد - و فرمود مانند کسي است که با پيامبر اسلام (ص) در «مبارزاتش» همراه بوده است».

عين اين مضمون در روايات زيادي با تعبيرات مختلفي نقل شده است.

2- در بعضي «بمنزله الضارب بسيفه في سبيل الله»:«همانند شمشير زني در راه خدا».

3- و در بعضي ديگر «کمن قارع مع رسول الله بسيفه»: «همانند کسي است که در خدمت پيامبر با شمشير بر مغز دشمن بکوبد».

4- در بعضي ديگر «بمنزله من کان قاعدا تحت لواء القائم»: «همانند کسي است که زير پرچم قائم بوده باشد».

5- و در بعضي ديگر«بمنزله المجاهد بين يدي رسول الله (ص): «همانند کسي است که پيش روي پيامبر جهاد کند».

6- و بعضي ديگر «بمنزله من استشهد مع رسول الله: «همانند کسي است که با پيامبر شهيد شود».

اين تشبيهات هفتگانه که در موردانتظار ظهور مهدي (ع) در اين شش روايت وارد شده روشنگر اين واقعيت است که يک نوع رابطه و تشابه ميان مسئله «انتظار از يک سو، و «جهاد»، و مبارزه با دشمن در آخرين شکل خود از سوي ديگر وجود دارد.

7- در راويت متعددي نيز انتظار چنين حکومتي را داشتن، به عنوان بالاترين عبادت معرفي شده است.

اين مضمون در بعضي از احاديث از پيامبر و در بعضي از امير مؤمنان علي (ع) نقل شده است، در حديث مي‏خوانيم که پيامبر فرمود: افضل اعمال امتي انتظار الفرح من الله عزوجل»: «بالاترين اعمال امت من انتظار فرج از ناحيه خدا کشيدن است».

و در حديث ديگري از پيامبر مي‏خوانيم «افضل العباده انتظار الفرج»:

اين تعبيرات همگي حاکي از اين است که انتظار چنان انقلابي داشتن هميشه توام با يک جهاد وسيع و دامنه دار است اين را در نظر داشته باشيد تابه سراغ مفهوم انتظار رفته سپس از مجموع آنها نتيجه‏گيري کنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

سلام بر تو ای آخرین ذخیره وحجت خدا بر روی زمین

و سلام بر تو ای یادگار رسول الله

و سلام بر تو ای یادگار یاس کبود امیرالمومنین

وسلام برتو ای آخرین امید امت رسول الله و امید پیروان امرالمومنین

 

یا ابالصالح المهدی ادرکنی عج

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط یونس صادقپور  | 

سلام بر آل یاسین ....

سلام بر آل یاسین! سلام بر تو که ندیده تو را عاشق شدیم.

دلبرا ! چمن چمن نرگسان  بر آستانت خیمه  زدند و  در اشتیاق جمعه موعود

گریبان می درند. نسیم نسیم در پی تو می وزند تا یک پیچک موی تو را بنوازند.

عندلیب عندلیب نغمه کنان بال می سایند که  واژه ای از اشعار  تو  را بربایند.

موعودا بیا !  و دستان  ما را بگیر و  تا عرش خدا بالا بر . صوت خویش را آشکار

کن تا به مناجات تو بیدلان بسوزند و  انتظار به سرآید . بی تو لبها به خنده مباد

 و نرگس چشمان بی تو گریان باد .

ای واصل  زمین و آسمان ! ای وارث آدم تا خاتم! ای  آخرین برهان روشن ! بی 

 تو  دلتنگی ما  را  پایان نیست . بی تو  گذر زمان را توان  دیدن  نیست. بی تو

عشق را نگاه باور نیست . شمع در فراغت اشکریز است و گل برگ ریز و ما در

عجبیم  که  با وجود  این حزن و اندوه  ، زندگی  همچنان  در  چرخش  است .

بگذار  برایت  بگرییم  . بگذار  بر  دلتنگی مان ندبه کنیم  . بگذار با پرندگان ناله

زنیم و بگذار چون آسمان ابری شویم. می خواهیم بار دیگر با تو عهد بندیم اما

نشکنیم. می خواهیم با تو بمانیم اما نه تا ساحل که تا دریا.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط یونس صادقپور  |